الماس کوه نور

الماس کوه نور؛ روایتی از شکوه، خون و افسانه

سرفصل محتوا

الماس کوه نور، نامی که هر علاقه‌ مند به جواهرات و تاریخ با شنیدنش لحظه‌ ای مکث می‌ کند. این الماس افسانه‌ ای، نه فقط یک سنگ قیمتی، بلکه نمادی از قدرت، جنگ، عشق و سیاست است؛ سنگی که قرن‌ ها دست به دست میان امپراتوری‌ ها و پادشاهان چرخید و هر بار قصه‌ ای تازه به تاریخ افزود. در این مقاله، به شکلی جامع و عمیق، سرگذشت این الماس شگفت‌ انگیز را مرور می‌ کنیم؛ از لحظه تولد در دل معادن هندوستان تا امروز که در جواهرات سلطنتی بریتانیا جای گرفته است.

خاستگاه کوه نور؛ تولد در دل معادن افسانه‌ ای گلکنده

بر اساس اغلب شواهد تاریخی، کوه نور در معادن مشهور گلکنده در جنوب هند کشف شد. این منطقه قرن‌ ها مهد تولید کمیاب‌ ترین و خالص‌ ترین الماس‌ های جهان بوده است. گفته می‌ شود که کوه نور بیش از ۵۰۰ سال پیش کشف شد و در ابتدا وزنی بیش از ۱۸۶ قیراط داشت؛ یعنی تقریباً دو برابر شکل تراش‌ خورده امروزی.

معادن گلکنده در آن زمان تنها مکان شناخته‌ شده در جهان بودند که الماس‌ هایی با چنین خلوص و شفافیتی به دست می‌ آمدند. همین ویژگی سبب شد کوه نور به سرعت در میان حکمرانان هند جایگاهی ویژه بیابد. اما تنها ارزش مادی نبود که این سنگ را خاص می‌کرد؛ افسانه‌ ها و باورهای بومیان به آن بُعدی ماورایی می‌ بخشیدند.

افسانه‌ها و باورهای پیرامون الماس کوه نور

در فرهنگ عامه هند، الماس کوه نور سنگی بود که «فرمانروایی بر جهان» را به صاحبش می‌ بخشید. در عین حال، باور دیگری وجود داشت که می‌ گفت اگر این سنگ در اختیار زنی قرار گیرد، برای کشورش خوشبختی و ثبات به همراه خواهد آورد. همین دوگانگی رازآلود سبب شد که همواره رقابت برای تصاحب کوه نور رنگ و بویی متفاوت از سایر جواهرات داشته باشد.

بسیاری از داستان‌ های محلی از نفرینی سخن می‌ گویند که مالک مرد این الماس را دچار بدبختی و مرگ زودهنگام می‌ کرد. با نگاهی به تاریخ پرخون این سنگ، می‌ توان دید که این روایت چندان هم بی‌پایه نبوده است.

الماس کوه نور در دربار گورکانیان هند

نخستین اسناد روشن درباره کوه نور به دوران امپراتوری مغول در هند باز می‌ گردد. این سنگ گرانبها در تاج‌ های سلطنتی شاهان مغول جای داشت و نمادی از عظمت آنان بود. پادشاهانی چون بابُر و جهانگیر با غرور از این الماس یاد کرده‌ اند.

شاه جهان، سازنده تاج‌ محل، گفته بود که درخشش کوه نور همچون خورشید، هر جواهر دیگری را تحت‌الشعاع قرار می‌ دهد. در این دوران، کوه نور نه تنها زیور سلطنتی، بلکه ابزاری برای نمایش اقتدار سیاسی بود.

انتقال الماس به ایران؛ نادرشاه و نامگذاری کوه نور

در قرن هجدهم، نادرشاه افشار با لشکرکشی به هندوستان، گنجینه‌ های عظیم دربار مغول را به ایران آورد. در میان آن‌ ها، الماس کوه نور نیز بود. روایت معروفی وجود دارد که وقتی نادرشاه برای نخستین بار این سنگ را دید، با شگفتی فریاد زد: «این کوهی از نور است!» و از آن پس، این نام برای همیشه بر الماس ماندگار شد.

نادرشاه کوه نور را در خزانه سلطنتی ایران نگهداری می‌ کرد، اما پس از مرگ او و آشفتگی‌ های سیاسی، این جواهر بار دیگر سرنوشت پرماجرایش را آغاز کرد. الماس کوه نور پس از مرگ نادرشاه، توسط احمدشاه درانی به افغانستان انتقال یافت و در حدود ۷۰ سال در افغانستان نگهداری گردید.

الماس کوه نور در دستان بریتانیا

در سال ۱۸۴۹، پس از اشغال پنجاب توسط کمپانی هند شرقی، کوه نور رسماً به تصرف انگلیسی‌ ها درآمد و به ملکه ویکتوریا اهدا شد. ورود این الماس به بریتانیا شور و شوقی عظیم برانگیخت، اما شکل اولیه‌ اش چندان مورد پسند اروپاییان نبود.

در سال ۱۸۵۲، کوه نور تحت تراشی جدید قرار گرفت تا درخشش بیشتری پیدا کند. نتیجه این بود که وزن آن به حدود ۱۰۵ قیراط کاهش یافت، اما شکوه و زیبایی‌ اش دو چندان شد. از آن زمان، این الماس در جواهرات سلطنتی بریتانیا جای گرفت و امروز در تاج ملکه مادر نگهداری می‌ شود.

الماس کوه

مناقشات سیاسی و درخواست بازگرداندن

ماجرای کوه نور هنوز هم تمام نشده است. هند، پاکستان، افغانستان و حتی ایران در دوره‌ هایی خواستار بازگرداندن این جواهر افسانه‌ ای شده‌ اند. دولت هند بارها اعلام کرده که کوه نور بخشی از میراث فرهنگی این کشور است و باید به وطنش بازگردد. در سال ۱۹۹۷ ملکه الیزابت دوم در سفری رسمی به هند به مناسبت پنجاهمین سالگرد استقلال کشور، بسیاری از هندی‌ ها در هند و بریتانیا خواستار بازگشت الماس کوه نور به هند شدند. با این وجود و با اینکه شماری از نهادهای فرهنگی هند می‌ کوشند دولت هند را وادار کنند که از بریتانیا بخواهد که الماس کوه نور را پس بدهد دولت هند تصمیمی برای بازپس گرفتن الماس کوه نور و تخت طاووس (نادری) ندارد. پاکستان نیز به عنوان وارث بخشی از قلمرو پنجاب، ادعای مشابهی دارد.

بریتانیا اما همواره این درخواست‌ ها را رد کرده و تأکید دارد که کوه نور «قانونی» به جواهرات سلطنتی اضافه شده است. این مناقشه همچنان یکی از موضوعات حساس روابط دیپلماتیک به شمار می‌ رود.

چرا الماس کوه نور این‌قدر خاص است؟

الماس‌ها معمولاً بر پایه چهار معیار اصلی یعنی وزن قیراط، کیفیت برش، تنوع رنگ و میزان شفافیت سنجیده می‌شوند. با این حال، الماس افسانه‌ ای کوه نور هیچ‌ گاه در یک حراج رسمی قیمت‌ گذاری نشده است؛ زیرا ارزش آن فراتر از معیارهای معمول است. بسیاری بر این باورند که این جواهر چنان کمیاب و خاص است که نمی‌توان برایش بهایی تعیین کرد. عظمت کوه نور تنها در ویژگی‌ های فیزیکی و خلوص بی‌نظیرش خلاصه نمی‌ شود، بلکه جایگاه تاریخی و فرهنگی شگفت‌انگیزش نیز آن را به یکی از گران‌ بهاترین و منحصر به‌ فردترین جواهرات تاریخ بشر تبدیل کرده است.

الماس کوه

ارزش کوه نور تنها به وزن یا خلوص آن مربوط نمی‌ شود. این الماس، تجسمی از تاریخ و فرهنگ است؛ گواهی بر شکوه و خونریزی‌ هایی که برای تملک آن رخ داده است. برای بسیاری از مردم جهان، کوه نور نمادی از استعمار و تاراج میراث ملت‌ هاست.

در عین حال، برای علاقه‌ مندان به جواهرات، کوه نور یادآور این حقیقت است که هر سنگ قیمتی، چیزی فراتر از زیبایی دارد؛ هر یک حامل داستانی است که نسل‌ ها را به هم پیوند می‌ دهد.

میراثی روشن و تاریک

الماس کوه نور، از دل معادن گلکوندا تا خزانه سلطنتی بریتانیا، سفری پرماجرا داشته است. سفری که هم با خون و جنگ آمیخته بود و هم با افسانه و شکوه. امروز این سنگ همچنان یکی از پرطرفدارترین و بحث‌ برانگیزترین جواهرات دنیاست؛ سنگی که همزمان نماد زیبایی و استعمار، خوشبختی و نفرین به شمار می‌ رود.

کوه نور به ما یادآوری می‌ کند که جواهرات صرفاً زیورآلاتی درخشان نیستند؛ آن‌ ها آیینه‌ ای از تاریخ، فرهنگ و سرنوشت ملت‌ ها هستند. شاید همین راز باشد که باعث شده این الماس، پس از قرن‌ ها، هنوز هم در صدر اخبار و قلب علاقه‌ مندان بدرخشد.

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *